دوشنبه 15 شهريور 1389 - 25 رمضان 1431 - 6 سپتامبر 2010
 
صفحه اصلي/آرشيو دارالقرآن الکریم/سیری در قرآن

نکته‌هاي قرآني - سرمایه چیست؟ سرمایه‌دار کیست؟

سرمايه چيست؟

بدن و قوا و استعداداها ، بطور کلي جان و مال انسان همه « سرمايه هائي » هستند که بايد آنها را بکار انداخت و از آنها نفع گرفت. گروهي ، اين سرمايه هاي نفيس زندگي و عمر را از دست مي دهند و در برابر آن مالي مختصر يا بسيار ، خانه اي محقر يا کاخي زيبا ، فراهم مي سازند. گروهي ديگر ، تمام سرمايه را براي رسيدن به مقامي از دست مي دهند. گروهائي ، آن را در مسير عيش نوش و لذات زودگذر مادي از دست مي دهند.

همۀ اينها سرمايه اند ولي برخي از آنها ، سرمايۀ زودگذر و برخي ديگر ماندگار و باارزش. مسلما هيچ يک از اينها نمي تواند بهاي آن سرمايۀ عظيم باشد[1].

سرمايه دار کيست؟

از نظر جهانبيني اسلام ، دنيا بازار تجارت است و مردم در آن معامله گر. فروشنده ، مردم اند و خريدار خداوند. متاعِ معامله ، جان و مال است. بدون ترديد هر سال و ماه و روز و ساعت و دقيقه و ثانيه اي که از عمر انسان مي گذرد ، مقداري از سرمايه را از دست داده است[2]. در برابر آنچه از دست مي دهد ، چه چيز دريافت مي کند؟ اين مال و جان را به چه کسي مي فروشد؟ به چه کسي بفروشد سود مي کند؟ در مقابلش چه چيز دريافت کند سود مي برد؟

برخي در اين بازار سود مي برند و سرمايه جمع مي کنند ، برخي هم ضرر ، همانگونه که در حديثي از امام هادي «عليه السلام » مي خوانيم: « الدّنيا سوق ربح فيها قوم و خسر آخرون[3] » « دنيا بازاري است که جمعي در آن سود مي برند و جمع ديگري زيان ».

اما کسي که مي خواهد سرمايه دار واقعي شود ، در تهيۀ نوع جنس و انتخاب مشتري بايد دقت کند. در قرآن کريم مي فرمايد: « ان الله اشتري من المؤمنين انفسهم و اموالهم بان لهم الجنة [4] » در اين آيه « خداوند» خود را « خريدار» و « مؤمنان » را « فروشنده » ، و بهاي معامله را ، اينگونه معرفي مي کند. « أنّه ليس لأنفسکم ثمن إلاّ الجنّة فلا تبيعوها ألاّ بها » « براي وجود شما ، بها و قيمتي جز بهشت نيست ، مبادا آن را به کمتر از آن بفروشيد [5] ». بنابراين اگر سرمايه هاي بزرگ خود ( عمر و مال ) را به غير از خدا به کس ديگر بفروشيم ، در اين بازار ضرر کرده ايم ، به اين دليل که:

 1- خدا تنها تاجري است که ، سرمايه هاي کم انسان را نيز خريداري مي کند: « فمن يعمل مثقال ذرّة خيرا يره[6] ». 2- عيوب جنس را اصلاح مي کند و رسوا نمي سازد [7] .

3- از سوي ديگر ، بهاي عظيم ( بهشت ابدي ) را در برابر آن مي پردازد « خالدين فيها [8] ».

4- پاداش را چند برابر مي دهد « اضعافا مضاعفة [9] » ، گاه ده برابر و گاه تا هفتصد برابر و گاه بيشتر « في کلّ سنبلة مائة حبّة و الله يضاعف لمن يشاء [10] » و همان گونه که در دعا از امام صادق « عليه السلام » وارد شده است: « يا من يقبل اليسير و يعفو عن الکثير [11]» « اي خدائي که حسنات کم را مي پذيري و گناهان بسيار را مي بخشي ».

5- در معامله با خدا ، سود يقيني و قطعي است « وعدا عليه حقّا » و يا مي فرمايد: « و من اوفي بعهده من الله [12]».

6- در مزايده با خداوند هر چه هست حقّ و به سود انسان است ، بر خلاف ديگران که يا قصد جدّي نيست يا بي انگيزه و دروغ است ، يا غلّو ، يا از روي هوس و يا براي طرد کردن رقيب است[13].

7- بالاترين رستگاري تنها در سايه ي معامله با خداوند است « ذالک هو الفوز العظيم [14] » چرا که در دعاي « ماه رجب » از امام صادق « عليه السلام » مي خوانيم: « خاب الوافدون علي غيرک و خسر المتعرّضون إلاّ لک [15] » « آنها که بر غير تو وارد شوند ، مأيوس خواهند شد ، و آنها که به سراغ غير تو آيند ، زيانکارند ».

معني ضرر و سود

به عقيدۀ قرآن کريم ، خسارت مال ، قابل جبران است ، اما خسارت در انسانيت ، بالاترين خسارتها است و قابل جبران نيست[16] . « ان الخاسرين الّذين خسروا انفسهم [17] » و همۀ انسانها را در معرض ضرر و زيان مي داند و مي فرمايد: « إنّ الانسان لفي خسر » ترجمه: « انسانها همه در زيانند ». فخر رازي در تفسير اين آيه ، سخني را نقل مي کند که حاصلش چنين است: « يکي از بزرگان پيشين مي گويد: معني اين سوره را من از مرد يخ فروشي آموختم ، او فرياد مي زد و مي گفت: « ارحموا من يذوب رأس ماله ارحموا من يذوب رأس ماله! » « به کسي که سرمايه اش ذوب مي شود رحم کنيد ، به کسي که سرمايه اش ذوب مي شود رحم کنيد! ».

پيش خود گفتم ، اين است معني « انّ الانسان لفي خسر » عصر و زمان بر او مي گذرد ، عمرش پايان مي گيرد ، و ثوابي کسب نمي کند و در اين حال زيانکار است[18].

آيۀ مورد بحث مي گويد: همۀ کسانيکه در اين بازار ، عمر خود را به هوسهاي خود يا ديگران بفروشند ، در اين بازار بزرگ خسارت سنگين کرده اند که قرآن چنين تعبيراتي در مورد آنها دارد[19] :

- تجارت بد انجام داده اند « بئسما اشتروا به انفسهم [20] ».

- تجارتشان سودي ندارد « فما ربحت تجارتهم [21]».

- زيان کردند « خسروا انفسهم [22] ».

- زيان آشکار کردند « خسرانا مبينا [23] ».

- در زيان غرق شدند « لفي خسر[24] ».

قرآن کريم تنها راه جلوگيري از ضرر و زيان را موارد ذيل معرفي مي کند:

1- ايمان بياورند و سعي در جلب رضاي خدا باشند « آمنوا [25] ».

2- نجات از خسارت زماني است که انسان در صدد انجام کارهاي نيک باشد گرچه موفق به انجام آنها نشود [26] « عملوا الصالحات [27] ».

3- مؤمن نبايد تنها به فکر خود باشد ، بلکه در فکر رشد و تعالي ديگران نيز باشد[28] « تواصوا بالحقّ[29] ».

4- در راه حق ، تنها ايمان براي به مقصد رسيدن کافي نيست ، بلکه بايد خود و ديگران را به صبر و استقامت و پايداري توصيه کرد « و تواصوا بالصبر ».

نتيجه: اگر انسان خود را تحت تربيت الهي قرار ندهد و تسليم فرمان او نگردد ، و جان و مال خود را به غير از خدا با کس ديگري معامله کند ، ضرري غير قابل جبران کرده است.


تنظيم: نسرين طاهري

پي‌نوشت‌ها:
-----------------------------

[1] - تفسير نمونه ، ج 27 ، ص 322.
[2] - تفسير نور ، ج 5 ، ص 148.
[3] - بحارالانوار ، ج 72 ، ص 366 ، ح1( به نقل از: تفسير نمونه ، ج 27 ، ص 321 ).
[4] - ( توبه / 111 ).
[5] - نهج البلاغه ، کلمات قصار ، جملۀ 456 ( تفسير نمونه ، ج 27 ، ص 322).
[6] - ( زلزله / 7 ).
[7] - تفسير نور ، ج 5 ، ص 148.
[8] - ( آل عمران / 15 ).
[9] - ( آل عمران / 130).
[10] - ( بقره / 261 ).
[11] - بحارالانوار ، ج 92 ، ص 389 ، ح 1 ( به نقل از: تفسير نمونه ، ج 27 ، ص 323 ).
[12] - ( توبه / 111).
[13] - تفسير نور ، ج 5 ، ص 149.
[14] - ( توبه / 111 ).
[15] - بحارالانوار ، ج 92 ، ص 389 ، ح1 ( به نقل از: تفسير نمونه ، ج 27 ، ص 323 ).
[16] - تفسير نور ، ج 12 ، ص585.
[17] - ( زمر / 15 ).
[18] - تفسير فخر رازي ، ج 32 ، ص 85 ( به نقل از: تفسير نمونهخ ، ج 27 ، ص 321 ).
[19] - تفسير نور ، ج 12 ، ص 586.
[20] - ( بقره / 90 ).
[21] - ( بقره / 16 ).
[22] - ( اعراف / 53 ).
[23] - ( نساء / 119 ).
[24] - ( عصر / 2 ).
[25] - ( عصر / 3).
[26] - تفسير نور ، ج 12 ، ص 587.
[27] - ( عصر / 3).
[28] - همان.
[29] -همان.

تعداد بازديد:50 آخرين تغييرات:89/05/09
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر